تبلیغات اینترنتیclose
دلم می خواست تو بودی وصحرا بود (بیژن ترقی )
پیچک ( بیژن ترقی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

دلم می خواست تو بودی وصحرا بود



**

دلم می خواست تو بودی وصحرا بود
گل بود و می بود و مینا بود

در آن میان زبان دل گویا بود
می گفتیم آنچه در دلها بود...

دلم می خواست تو بودی و مهتابی
تا اون شب فرصت را دریابی

تو بودی و مه و صفای آبی
هم چشمه هم چشم بیخوابی...

من به دوش تو سر بر نهم تا سحر
تو چو مرغ چمن خوش کنی نغمه سر..

تا در این نغمه ها شب به پایان رسد
تا به عمری، شوی جان به جانان رسد...

چه خوش بود چو آهوان رمیدن
در کوه و در صحرا گردیدن

کنار چشمه با تو آرامیدن
وز عاشق راز دل بشنیدن...

از جهان بیخبر مست و مدهوش تو
گویم از عشق خود قصه در گوش تو...

 

بیژن ترقی

http://itsat10.in/forum/archive/index.php/t-327296.html

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های بیژن ترقی 2 , | بازديد : 238